بررسی کتاب>>
قصه‌های خیلی مهم آدم‌های خیلی معمولی/ قصه‌هایی که ضدزنگ خورده‌اند

قصه‌های خیلی مهم آدم‌های خیلی معمولی/ قصه‌هایی که ضدزنگ خورده‌اند

قصه‌های هزاوه مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه کوتاه این نویسنده است که در روستای هزاوه اتفاق می‌افتد. این قصه‌ها شخصیت‌های متفاوتی دارند، شخصیت‌هایی روستایی و ساده دل. اتفاق‌های قصه‌ها هم ساده است اما در عین حال پر نکته و تکان دهنده...
رها شدن در فضای سورئال یک روستا

رها شدن در فضای سورئال یک روستا

"زادگاهم روستای هزاوه است.چند ماه پیش به هزاوه رفتم.خانه ای که در آن به دنیا آمده بودم را نگاه کردم.دور خانه گشتم. یک پاکت خالی شیر، کاغذ یک پفک نمکی که نصف آن زیر خاک بود،یک مداد شکسته،نصف کاغذ یک کارت شارژ ایرانسل،یک دبه ی مچاله شده ی آب و یک دکمه ی بزرگ لباس را دیدم. باد می آمد. آدمیزادی حتما آن پاکت شیر را خورده، بچه ای لابد آن پفک نمکی را در یک عصر تابستانی خورده است.تخیل می کنم آن کسی که آن پاکت شیر را خورده است،مشهدی علی محمد است.بابابزرگم را می گویم. آن کسی که پفک نمکی را خورده است،خودم هستم."
Designed and Developed by DORHOST

استفاده از کلیه مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است.